أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
186
تجارب الأمم ( فارسى )
هم چون از خانه بيرون آمد تا در دجله سوار طيار خود شود ، سنيان [ 1 ] او را سنگباران كردند . مردم [ 2 ] در كوچهها فرياد مىزدند : ابن فرات « قرمطى بزرگ » است ، كه جز نابودى امت محمد ( ص ) نمىخواهد ، مردم عامه به جنبش آمده ، از نماز در مسجد آدينه در آن روز خوددارى كرده همهء بغداد در دو سوى دجله به لرزه درآمده بود . * ابن فرات پيشنهاد كرد ياقوت [ 3 ] به كوفه فرستاده شود ، تا آن را سامان دهد و جلو يورش هجرى [ 4 ] را بگيرد . گردان غلامان « حجرى » و سردارانش نيز در اختيار او نهاده شود ، اگر هجرى هنوز در آنجا مانده است با او بجنگد . مقتدر نيز از ياقوت خواست تا بيايد . و از ابن فرات خواست تا ابزار كار او را آماده سازد . ابن فرات پيمانها و حقوق او و دو فرزندش مظفر و محمد و وابستگانش را افزايش داد و مالى فراوان بدان اختصاص داد [ 5 ] . ياقوت اردوى خود را به دروازهء كناسه زد ، ولى چون به ابن فرات گزارش رسيد كه هجرى به شهر خود بازگشته است ، يادداشتى براى ياقوت فرستاد كه باز گردد . او نيز بيامد و لشكر كشى كوفه بر هم خورد . مقتدر نيز ميان ابن فرات و نصر آشتى داد ، تا در رو به رو شدن با هجرى به سود دولت همگام باشند ، مونس نيز به بغداد آمد و مردم پيشوازى شايسته از او كرده ، كسى از آن سرباز نزد . ابن فرات نيز سوار شده به ديدار او شد ، كه اين كار براى او بىسابقه بود و كسى ديگر نيز چنين نكرده بود . چون مونس خبردار شد تا در خانه به پيشواز آمده گفت : زحمت نكشيد و باز گرديد ولى ابن فرات نپذيرفت و از طيار پياده شده به خانه در آمده تهنيت گفت . و چون خواست
--> [ ( 1 - 2 - ) ] M . متن : و ثبت العامة . . . و ضجت العامة فى الطرقات . مشكويه گاهى عامه را به معنى سنى به كار مىبرد . ن . ك : پانوشت ( خ 5 : 149 ) . [ ( 3 - ) ] M . يكى از سرداران حجرى است كه در خ 5 : 243 مورد اعتماد مقتدر است . [ ( 4 - ) ] M : قرمطيان شهر هجر به رهبرى ابو طاهر خ 5 : 211 . [ ( 5 - ) ] سنيان ابن فرات را متهم كرده بودند كه چون رافضى است جلو قرمطيان نايستاده . مشكويه مىخواهد اين تهمت را بزدايد . ن . ك دفاع ابن فرات را در خ 5 : 216 .